آمده بودی میان رویای دیشب ام در گلوگاه باغ بهشت با سبدی از دانه های یاقوت نشان..با دستان ات گل بادام به  گیسوانم کاشتی  و من عروس همه ی خوشه های سوخته ی اقاقیا شدم

/ 3 نظر / 15 بازدید
سیدمیلاد موسوی

درود فراوان؛ به ما هم سر بزنید؛ کامروا باشید؛ بدرود. iPendar.Blog.Ir

محمد

" ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق/ برو ای خواجه عاقل، هنری بهتر از این" (حافظ) رویا از این زیباتر ... ؟!

زهرا

دست ت که شبیه بهار است، بودن ت بهشت...