بدرود

هرقدر زمان فراتر می رود به حقیقت این باور بیشتر ایمان می آورم که فراموش کردن هم شبیه جان کندن است در این هاگیرواگیر زندگی.
گاهی تکرار کردن هرگز رخوتناک نیست...برای من که سالهاست ذهن ام تراوشات اش را بی هیچ اغراقی پیشکش هیچ وجودی نکرده بود و هرآنچه می نوشت تصویری ازیک آرمان بود آرمانی که تا خواست واقعیت بیابد با وسواسی از سر احساس "برای حفظ کردنش" دست به بیرنگی اش بلند کردم.
قصد من فریب خودم نیست،چراکه اگرعقاید وسواسی ام برای دوست داشتن نبود اینک اینگونه مردد نبودم میان خودم و زندگی.میان زندگی و زنده ماندن.
سالها سرشدند و جانها کندم تا که دل رسید به اویی که تجسم یافته تمام دلخواهی هایم بود. دریغ و صد دریغ که جانم مرا به جنونِ حماقت کشاند.
حماقتی برای حفظ کردن که اگر دست برداشته بودم اینک در امنِ یادهاش،سپید بودم.رام و آزادو نه اینگونه مأیوس و اندوهناک.
هزار جهد بکردم تا تو...
نه حماقتهای ِ آدمگونه ام برای حفظ کردن اش به بار نشست و نه تلاش های ِ بی پایان ام برای بازگرداندن اش...
حال تفسیر واقعیت شعر شاملوی ام که می گقت: "یکدیگر را می آزاریم بی آنکه بخواهیم شاید بهتر آن باشد که دست به دست یکدیگر دهیم ،بی سخنی..."
دوستان ِ دور و نزدیک... که باهواخواهی تان به کلامم کشانیدید مرا، این من ِ آشفته و خود کرده را...
قصدم بَر ننوشتن و تمام کردن این جاست. اینجایی که مرا با هر حرف از یک کلمه اش زادنی دوباره بود. بهانه های ام، دلیل شده بودند برای ادامه دادن در این روزگار وانفسا
اما و...
افسوس و...
صد دریغ که دلخواهت وقتی نباشد. چه دلی؟ چه خواستنی؟
ننوشتنم دیگر ایمانم است
ایمان به اینکه ...
او که باید بخواندم
او که باید بداندم
او که باید بشنودم
نیست...
وقتی نیست مرا هیچ نیست.
" خامش منشین خدا را
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
از عشق
چیزی بگو"
/ 4 نظر / 16 بازدید
آقای نویسنده

اتهام میزنیم و بازدداشت میکنیم و اعتراف میگیریم میکشونیم میبریمش تو دادگاه و محاکمه اش میکنیم و برایش ابد می بریم این حکم ناعادلانه س نازی خودت رو ناعادلانه محکوم کردی به سکوت هنوز نرسیدی به جایی که بفهمی برای همین درده باید زندگی کنی از تمام دلدادگي هامان ، چند سطر حرف ، چند بیت غزل ، چند شعله سوختن ، چند دم ، نفس کشیدن و كمي هق هق باقی مانده ... من اين درد را با هيچ خوشبختي طاق نمی زنم.

؟؟؟

به احترام سکوتی که فریاد می زند تو را .... بـــــــدرود /

خاکستر

عجب!!! دنیا بر مدار آمدن ها و رفتن هاست برو و خوب بمان

الهام

نازی نازی نازی کجایی عشق بی عاشق من؟؟؟؟[لبخند]