دیری است که دل آن دل دلتنگ شدن ها

بی دغدغه تن داده به این سنگ شدن ها

آه ای نفس از نفس افتاده، کجا رفت

در نای نی افتادن و آهنگ شدن ها

کو ذوق چکیدن ز سر انگشت جنون کو؟

جاری به رگ سوخته چنگ شدن ها

زین رفتن کاهل چه تمنای فتوحی

تیمور نخواهی شد از این لنگ شدن ها

پای طلبم بود و به منزل نرسیدم

من ماندم و فرسوده فرسنگ شدن ها

 

+ساعد باقری

/ 0 نظر / 17 بازدید